تبلیغات
صراط - آقا سعید؛ قسمت دوم
آقا سعید؛ قسمت دوم | تاریخ معاصر ,

قسمت اول

***

.

پس از تشکیل کمیته­ی حفاظت شهری کرمانشاه، در نیمه­ی دوم آذرماه سال 1357 سعید پایگاهی در ارتفاعات برفگیر «خورین»، حد فاصل کرمانشاه و کامیاران، راه­اندازی می­کند و نخستین آموزش نظامی متمرکز نیروهای انقلاب و هسته­ی اولیه­ی مجموعه­ای که بعدها در غرب کشور «سپاه پاسداران» نامیده شد، شکل می­گیرد. مدتی بعد در دی­ماه نیز پایگاه دیگری را در منطقه­ی «چغانرگس»(1)، حد فاصل کرمانشاه و ماهیدشت راه­اندازی می­کند و گروه دیگری در آن تحت آموزش­های نظامی قرار می­گیرند. «شهید سرگرد علیداد همتی» به عنوان همرزم سعید و مسئول آموزش نیروها نقشی ارزنده ایفا می­نماید. در نیمه­ی دوم دی­ماه تعدادی از نیروهای آموزش دیده­ی این دو مجموعه به منظور کمک به حفاظت جان امام(ره) به تهران اعزام می­شوند.

با پیروزی انقلاب اسلامی، سعید اردوگاه پیش­آهنگی «خضرزنده» را برای تشکیل پادگان آموزش نظامی انتخاب و نیروهای پایگاه­های خورین و چغانرگس را در آن مستقر می­کند که با عنوان «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی»، تحت فرماندهی وی فعالیت خود را آغاز می­نمایند. این پادگان اکنون با نام «پادگان شهید منتظری»، بزرگترین پادگان آموزشی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در کشور است.

در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، با همکاری و قضاوت آیت­الله عبدالجلیل جلیلی، آیت­الله شهید بهاءالدین محمدی­عراقی و آیت­الله عبدالخالق عبداللهی­اصفهانی(2)، دادگاهی اسلامی برای اجرای حدود و اعمال تعزیرات شرعی تشکیل می­دهند که هسته­ی اولیه­ی دادگاه انقلاب کرمانشاه می­شود.

در اوایل اسفندماه سعید خدمت امام(ره) رسیده و گزارشی از نیروهای آموزش­دیده در اردوگاه­های خورین و چغانرگس و پادگان خضرزنده ارائه می­دهد و تجهیز تسلیحاتی این نیروها و راه­اندازی یک نیروی نظامی مستقل در منطقه و همچنین توجه بیشتر مسئولان به مسائل کردستان را تقاضا می­نماید. حضرت امام(ره) پیگیری موضوع را به آیت­الله حسن لاهوتی و شهید سپهبد ولی­الله قرنی محول می­کنند که در پی آن آیت­الله لاهوتی برای بازدید از پادگان خضر زنده و اقدامات به عمل آمده به کرمانشاه سفر می­کند.

با تشدید درگیری­ها در کردستان و سقوط منطقه­ی شهری سنندج و محاصره­ی پادگان لشکر 28 ارتش در آن به وسیله گروهک­ها، شهید سپهبد قرنی با تفویض اختیار تام به سعید در مورد فرماندهی نیروهای نظامی منطقه غرب، مداخله­ی نیروهای تحت امر  وی را به عرصه­ی دفاع طلب می­کند. سعید با استقرار در پایگاه هوانیروز کرمانشاه و هماهنگی عملیات هوایی با پایگاه هوایی نوژه، عملیات سنندج را آغاز نموده و با خاموش کردن آتش نیروهای مهاجم به پادگان و هلی­برد نیروهایش به داخل آن، نخستین عملیات نظامی انقلاب اسلامی را در ۲۸ اسفندماه ۱۳۵۷، یعنی تنها 36 روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی، با موفقیت کامل رقم می­زند. در این عملیات با به شهادت رسیدن نخستین شهیدان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، شهید «امیر شاه­رضایی» و برادران شهید «امیر و حسین اشک­تلخ»، پادگان و تسلیحات آن از سقوط حتمی نجات می­یابد و سنندج از تصرف گروهک­ها خارج می­شود.

در فروردین­ماه سال 13۵۸، پس از آزادسازه و تأمین سنندج، سعید مبارزین سنندج را همراه با گروه «میثم»(3) به سمت مهاباد گسیل می­دارد تا متصرفین شهر و پادگان مهاباد را به عقب برانند. این نیروها به صورت مردمی وارد شهر شده و پس از غلبه بر ضد انقلاب، تا چند ماه در غالب دو گروه نظامی و فرهنگی در مهاباد به فعالیت خود ادامه می­دهند.

سعید، در میان اقوام مختلف کرد منطقه از مدت­ها پیش از انقلاب از وجاهت و اعتبار ویژه­ای برخوردار است. پس از آنکه نیروهای ضد انقلاب و عناصر وابسته به پالیزبان و ... در شهرستان­های کرند و گهواره مشکلاتی پدید آوردند، ارتباط نزدیک وی با بزرگان آن مناطق و طرح واگذاری تأمین امنیت این دو شهر به نیروهای انقلابی بومی، اغتشاشات دراز مدت را بدون درگیری و مداخله­ی نظامی خاتمه داد.

در اوایل مردادماه سال 13۵۸ نیز، با سقوط پایگاه سپاه مریوان به دست گروهک­ها و قتل عام خانواده­ی پاسداران منطقه، سعید با تسلیح بزرگان محلی مدافع انقلاب و تقویت ایشان در پی حل مشکل برآمد. این نیروها با حرکت از روستا به شهر تحت فرماندهی یکی از دوستان نزدیک سعید، مریوان را محاصره کرده و مانع ارتباط گروهک­ها با پشتیبانانشان شدند. دکتر مصطفی چمران به عنوان نماینده­ی دولت وارد منطقه می­شود و همراه با سعید، با سران گروهک­ها مذاکره می­کند و ایشان بالاجبار مریوان را ترک می­کنند و به سمت پاوه می­روند.

مدتی بعد حضور این کروهک­ها در پاوه، مشکلاتی را پدید می­آورد که مردم مسلمان پاوه را به واکنش واداشته و منجر به تحصن اعتراض­آمیز ایشان در فرمانداری پاوه می­شود. نیروهای ضد انقلاب نیز در منطقه­ای به نام «قوری­قلعه» در اطراف پاوه جمع می­شوند تا حمله­ی قریب­الوقوع خود را به پاوه طراحی کنند. در آن فضای متشنج سعید در اقدامی شجاعانه با همراهی آیت­الله اشرفی اصفهانی، آیت­الله کاظمی و آیت­الله خرمشاهی، در جمع مردم متحصن در فرمانداری پاوه حضور می­یابد. وی با سخنرانی و اعلام حمایت از متحصنین، شخصاً خطر مذاکره با سران گروهک­ها در قوری­قلعه را به جان می­خرد و سعی در ختم غائله می­کند. اما پیش از آن ضد انقلاب مسلحانه به پاوه حمله می­کند و شهر را به­جز مقر پاسداران و پاسگاه ژاندارمری به تصرف خود در می­آورد.

پس از سقوط شهر، شهید چمران و شهید فلاحی به کمک هلی­کوپتر به پاوه می­آیند. شهید چمران خود را به مقر پاسداران پاوه می­رساند و شهید فلاحی برای تدارک نیرو و تجهیزات مورد نیاز به کرمانشاه باز می­گردد. در این هنگام شهید جعفری در دو مرحله تسلیحات و نیروهای جان بر كفی را به فرماندهی «شهید آیت شعبانی»(4) و «آقای عبدالعلی بوچانپور» به درون حلقه­ی محاصره­ی پاوه اعزام می­کند و از سوی دیگری با همراهی «آیت­الله مجتبی حاج آخوند»(5) تلاش­هایی را برای کمک به مقاومت بی­نظیر محاصره­شده­گان پاوه آغاز می­نماید که سرانجام به صدور پیام تاریخی امام(ره) به ارتش در رابطه با آزادسازی پاوه منجر می­شود.(6)

.

آیت­الله مجتبی حاج آخوند

سعید بر اساس شناخت عمیقی که از ژئوپولیتیک منطقه­ی کردستان داشت، تلاش­هایی را برای صدور امان­نامه برای برخی از سران اقوام محلی کردستان که به خاطر جرایم کوچک یا سوءتفاهم به عراق گریخته بودند، آغاز می­کند. این تلاش­ها باعث می­شود بسیاری از آوراگان کرد به شهرها و روستاهای خود بازگردند و ناهنجاری­های بسیاری که از قبل این آوارگی برای منطقه به­وجود آمده بود پایان پذیرد. از سوی دیگر نیز همراهی بسیاری از این اقوام را با انقلاب، در مقاطع بعدی خصوصاً در زمینه­ی تشکیل گروه «پیشمرگان كرد مسلمان» به دنبال داشت. از دیگر اقدامات ایشان می­توان به اسكان مهاجران كردی كه در خطر قتل و غارت گروهك­ها قرار داشتند در شهر كرمانشاه اشاره نمود. وی همچنین برای جلب اعتماد طوایف محلی، برخی از افراد ذی­نفوذ و نیازمند منطقه را مورد حمایت مالی نظام قرار می­دهد. طرح تشكیل گروه پیشمرگان كرد مسلمان با حمایت شهید چمران و «احمد مفتی­زاده» به تدریج توانست تفاوت كرد و كفر را در كردستان آشكار نماید.

سعید مردم بی­دفاع کرد را به خوبی می­شناخت و خوب می­دانست با ضد انقلاب در کردستان چگونه باید مقابله نمود.

این پست ادامه دارد...

***

پی­نوشت­ها:

1- این پایگاه پیش از انقلاب در اختیار نیروهای نظامی آمریکایی قرار داشت که از آن برای مقاصد جاسوسی خود بر علیه بلوک شرق استفاده می­کردند. با شعله­ور شدن آتش انقلاب اسلامی ملت، ایشان این پایگاه را با بسیاری از تجهیزات نظامی و جاسوسی پیشرفه­ی آن به جای گذاشته و گریختند.

2- در مقاله­ای که به نقل از سایت مرکز اسناد انقلاب اسلامی در پست قبلی بدان اشاره شد، حضرت آیت­الله عبدالخالق عبداللهی را از اعضای انجمن حجتیه معرفی می­کند. باید پرسید کسی که پس از پیروزی انقلاب اسلامی برای تشکیل دادگاه اسلامی تلاش می­کند، چگونه می­تواند تفکرات انجمن حجتیه را پذیرفته باشد؟

خالی از لطف نیست اگر بدانید حجت­الاسلام و المسلمین مستشاری، که علم و صنعتی­ها ایشان را به خوبی می­شناسند، داماد حضرت آیت­الله عبداللهی هستند.

3- یکی از گروه­های مخفی نظامی هفت­گانه که در پست قبل مورد اشاره قرار گرفت.

4- شهید آیت شعبانی پس از صدور فرمان تاریخی امام(ره) به ارتش در رابطه با آزادسازی پاوه، در جریان درگیری­های این شهر به شهادت رسید. پس از پایان پذیرفتن درگیری­ها در پاوه، شهید چمران در مراسم تشییع پیکر پاک این شهید بزرگ در کرمانشاه شرکت نمودند.

5- آیت­الله مجتبی حاج­آخوند از علمای برجسته­ی کرمانشاه و دو دوره نماینده­ی مردم استان در مجلس خبرگان رهبری بودند. ایشان در جریان مخالفت­هایی که از روی نفاق و یا ناآگاهی نسبت به شهید بزرگ سید محمد سعید جعفری، چه در کرمانشاه و چه در تهران وجود داشت، از هیچ حمایتی دریغ نکرند. در مورد این مخالفت­ها در پست بعدی مطالبی خواهد آمد. آیت­الله مجتبی حاج­آخوند در سال 1380 در کرمانشاه دار فانی را وداع گفت.

6- دوستان برای کسب اطلاعات دقیق­تر در زمینه­ی درگیری­های پاوه می­توانند به کتاب «کردستان» شهید چمران مراجعه کنند. گرچه در این کتاب نامی از شهید سعید جعفری یا شهید آیت شعبانی برده نشده است.


یادداشت های مسافر در سه شنبه 1 آبان 1386 و ساعت 02:10 ق.ظ
یادداشت های پیشین
+ جناب میرحسین، عاقبت به خیر شدید!+ احمدی نژاد در دام افتاد!+ هولوکاست!+ خشکسالی تقصیر دولت است!+ آزادی عقیده+ ساده زیستی تا کجا!+ ساده زیستی+ حال دل حیدر+ کدام دانشگاه اسلامی؟ ...+ راهیان نور!+ راهپیمایی در مترو!+ واقعا چه باید کرد؟+ چه باید کرد؟+ غربزدگی در شرق!+ حج را دریابید!

صفحات: