تبلیغات
صراط - آیا چیزی بیشتر از این برای گفتن باقی مانده است؟
آیا چیزی بیشتر از این برای گفتن باقی مانده است؟ | درد دل! ,

شاید به بهانه­ی فرارسید موسم کنگره­ی جهانی حج!

ربطش را در پست بعدی بیابید!

***

.

«خنجر و شقایق»، فیلم مستندی­ست از مقاومت مظلومانه­ی ملت مسلمان بوسنی و هرزگوین در برابر تجاوز وحشیانه­ی متمدنین مغرب زمین! و البته این­بار نه در آفریقا یا آسیا یا آمریکای جنوبی، که در قلب اروپا؛ و در ده قسمتِ حدوداً 20 دقیقه­ای تدوین شده است.

کارگردان، نادر طالب­زاده، و نویسنده و گوینده­ی متن، همان مرد نام­آشنای روایت فتح، سید مرتضی آوینی.

بخش­هایی از این مجموعه در همان گرماگرم آتش و خون، در سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش شد و البته پس از آن تلاشی برای عرضه­ی آن صورت نگرفت، نه از سوی سازمان صدا و سیما و نه از سوی دست­اندرکاران آن.

شاید طالب­زاده تلاش خود را در این زمینه مبذول داشته باشد، اسارت سید مرتضی در تن خاکی­اش هم که پس از آن چندان طولانی نشد.

صدا و سیما همان بهتر که طنز «چهار خانه» بسازد و سروش هم «شب­های برره» را برای مخاطبین خود پیش­کش کند. شبکه­ی «المنار»ی هست که «روح­الله» بسازد... بگذریم، ایجا قرار نیست باب انتقاد از صدا و سیما را باز کنم!

«خنجر و شقایق»، پس از 14سال با نفس گرم سیدی جوان! دوباره زنده شد و ان­شاءالله چندی بعدی در قالب لوحی فشرده از سوی مؤسسه­ی فرهنگی شهید شهبازی، بسیج دانشجویی دانشگاه علم و صنعت ایران، منتشر شود.

گرچه برای تأمین اعتبار مالی مورد نیاز مشکلاتی وجود دارد و درخواست­هایمان برای مساعدت مالی بی­جواب مانده است.

برای تقریب به ذهن، شنیدن نوای تیتراژ آن خالی از لطف نیست.

متن زیر، صحنه­ای از فیلم را روایت می­کند:

***

.

به بوی نافه­ای کاخر صبا زان طره بگشاید

دل ای دلم دل ای دلم، دل ای دلم دل ای دلم

[گوینده متن:] راننده­ی اتومبیل ما که جنگ­آوری بوسنیایی­ست با رضا هم­آوازی می­کند.

ماه­ها زندگی در افغانستان رضا را به تم­های موسیقی افغانی علاقمند کرده است.

رزمنده­ی بوسنیایی مفهوم شعرها را نمی­فهمد و فقط می­کوشد که ریتم را نگه دارد و ترجیع­بندها را تکرار کند.

ناگهان رضا لحن خود را تغییر می­دهد و آوازی با تم افغانی در مدح رسول­الله می­خواند.

تنها شنیدن نام حضرت رسول(ص) راننده­ی ما را به گریه می­اندازد.

رضا که سخت متأثر شده است، اظهار تعجب می­کند و می­کوشد که او را تسلی دهد.

من به درون آینه زوم می­کنم تا او را در این حال گیر بیندازم.  

آیا چیزی بیشتر از این برای گفتن باقی مانده است؟

.

***

پی­نوشت­ها:

1- این قطعه­ی تصویری را از اینجا دریافت کنید.

2- صدای تیتراژ «خنجر و شقایق» را از اینجا دریافت کنید.

3- صدای متن این قطعه­ی تصویری را از اینجا دریافت کنید.

 


یادداشت های مسافر در دوشنبه 19 آذر 1386 و ساعت 06:12 ق.ظ
یادداشت های پیشین
+ جناب میرحسین، عاقبت به خیر شدید!+ احمدی نژاد در دام افتاد!+ هولوکاست!+ خشکسالی تقصیر دولت است!+ آزادی عقیده+ ساده زیستی تا کجا!+ ساده زیستی+ حال دل حیدر+ کدام دانشگاه اسلامی؟ ...+ راهیان نور!+ راهپیمایی در مترو!+ واقعا چه باید کرد؟+ چه باید کرد؟+ غربزدگی در شرق!+ حج را دریابید!

صفحات: