تبلیغات
صراط - خشکسالی تقصیر دولت است!
خشکسالی تقصیر دولت است! | در محضر بزرگان ,

نکته­ای که نباید از آن غفلت کنیم این است که متأسفانه آن مسئله­ی دعا و نماز استسقاء و طلب باران، فرهنگ رسمی ماست که غفلت کرده­ایم.

الآن بحث­های طبیعی و اقلیمی داریم. من این بحث طبیعی و اقلیمی ر ا با دو جمله شرح بدهم که همه­ی شما در این جراید خوانده­اید ...

از نظر اقلیمی ایران در یک منطقه­ای قرار گرفته است که بخش وسیعی از آن کم آب است و بی­آب. هم نزولات آسمانی کم است و هم جوشش چاه و قنات و چشمه کم است.

پس از نظر اقلیمی ایران یک منطقه­ی پر آب نیست. همین مقدار آبی که دارد متأسفانه قبلا برنامه­ریزی دقیق نبوده تا ما به این نتیجه برسیم که آب­ها ذخیره بشود. آن بیان نورانی حضرت امیر(ع) که مرحوم صاحب وسائل نقل کرده، مردمی که آب به اندازه­ی کافی دارند، زمین به اندازه­ی کافی دارند، مع­ذلک نیازمندند که گندم وارد کنند، برنج وارد کنند و مشکلات اقتصادی دارند، این­ها «فابعده الله» که حالا این را ترجمه نکنیم.

اما آن قسمت دیگر، ذات اقدس اله، خدای رازق همه­ی مردم است. فرمود این مردم عائله­ی من هستند. نه­تنها مردم، درخت­ها عائله­ی من هستند، حیوانات عائله­ی من هستند، فرمود تمام مار و عقرب عائله­ی من هستند. ... «وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِی الْأَرْضِ إِلاَّ عَلَى اللَّهِ رِزْقُها»(6 هود) ... فرمود همه­ی این­ها عائله­ی من هستند، من معینم، من متعهدم، باید تأمین کنم و تأمین می­کنم. «وَ ما مِنْ دَابَّةٍ فِی الْأَرْضِ إِلاَّ عَلَى اللَّهِ رِزْقُها»(6 هود)، منتها یک عده سر راه می­گیرند، شما مراقب باشید نگیرند از شما. بنای عالم بر این نیست که لقمه را توی دهان شما بگذارد که ... من تا این اندازه متعهدم. بقیه­اش را شما باید روی دوش زمین سوار بشوید و روزی­تان را بگیرید. «فَامْشُوا فی‏ مَناكِبِها وَ كُلُوا مِنْ رِزْقِه‏»(15 ملک). روی دوش زمین سوار شدن مگر کار آسانی­­ست؟ روی کوه رفتن، روی گردنه­ها رفتن ... معدن­ها را شناسایی کردن ... فهم می­خواهد و فهم!

فرمود بروید، من به شما همه چیز دادم. علم می­خواهید به شما می­دهم، فهم می­خواهید به شما می­دهم، منتها شما از من بخواهید.

... بخش­های وسیعی از جریان مریم و مسیح سلام الله علیهما با اعجاز و خرق عادت بود، ولی یک گوشه بالاخره مریم باید دست دراز کند. خدا فرمود از راه غیب مریم مادر می­شود، عیسی به دنیا می­آید، در گهواره حرف می­زند، همه­ی آن معجزات را هم به او می­دهند ... [برای مریم] درخت خشک سرسبز می­شود، پر خرما می­شود. ولی همین درخت خشکی که پر خرما شده، من این شاخه را خم نمی­کنم. به مریم می­گوید «وَ هُزِّی إِلَیْكِ بِجِذْعِ النَّخْلَةِ تُساقِطْ عَلَیْكِ رُطَباً جَنِیًّا»(25 مریم)، تو هم دستت را دراز کن این شاخه را تکان بده چهارتا خرما بیفتد. همه­اش به عهده­ی غیب نیست. فرمود این اهتزاز، این دست جنباندن، این شاخه تکان دادن، این کار توست.

... ما نه آن راه تحقیق علمی را طی کردیم که سدسازی کنیم، آب را ذخیره کنیم، نه این راه دعا را طی کردیم. این دعا حق است، نماز استسقاء حق است.

فرمود «وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَى الطَّریقَةِ لَأَسْقَیْناهُمْ ماءً غَدَقا»(16 جن)، فرمود شما اگر کارمندی از کارت، اگر تاجری از تجارتت، اگر رئیسی از ریاستت، با عمر مردم، با وقت مردم، با بیت­المال بازی نکن. اگر دولت و ملت شما مستقیم باشند، من تمام باران­های لازم را به شما می­دهم. مگر بارش باران به وسیله­ی ابر نیست، مگر رهبری ابرها به وسیله­­ی باد نیست، مگر «مرسل الریاح» او نیست. فرمود شما درست باش، من باران را به موقع می­فرستم.

نه اهل نماز استسقائیم، نه اهل دعائیم، نه اهل مناجاتیم. هنوز چیزی نشده برنج را احتکار کردند، هنوز چیزی نشده چایی را احتکار کردند. خیلی به برکت اهل بیت خدا به ما رحم می­کند که ما گرسنه نمی­میریم. این ملت! این وضع!

فرمود شما درست راه بروید، من تأمین می­کنم. از خدا نیکوتر سخنگو کیست؟ از خدا راستگوتر کیست؟ از خدا باوفاتر به عهدش کیست؟ «و مَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ حَدیثا»(87 نساء)، «و مَنْ أَصْدَقُ مِنَ اللَّهِ قیلا»(122 نساء)، «وَ مَنْ أَوْفى‏ بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّه»‏(111 توبه).

فرمود شما ندزد! من تأمین می­کنم. شما احتکار نکن. این همه که الآن سازمان بازرسی، دستگاه قضایی به ستوه آمده­اند از دست خیانت دولتی­ها و ملتی­ها، همین است دیگر!

یک بیان نورانی حضرت امیر دارند، فرمود اداره کردن شما کار بسیار سختی­ست. رهبر ولو علی ابن ابی­طالب باشد مادامی که مردم و کارگزاران صالح نیستند پنجاه درصد قضیه خراب است و شکست هم درش هست. فرمود آخر من شما را چه­طور اداره کنم؟ فرمود «كُلَّما حِیصَتْ مِنْ جَانِبٍ تَهَتَّكَتْ مِنْ آخَرَ، »(نهج­البلاغه، خطبه 69). فرمود شما مثل لباس کهنه­ای هستید که یک جا را رفوع می­کنم، یک جای دیگر جر! پاره می­شود، آخر این چیست؟!! می­آیم برنج را تأمین بکنم، چایی را احتکار می­کنید. آخر این چه کاریست؟

نگویید رهبر ما خوب است، بله، رهبر ولو علی ابن ابی­طالب باشد مادامی که مردم «علی صراط مستقیم» نباشند شکست حتمی­ست. مگر نبود جریان حضرت امیر. پنجاه درصد قضیه آن است. فرمود آخر من شما را چه­طور اداره بکنم؟ تا می­روم جلوی برنج را بگیرم که احتکار نکنید، چایی را احتکار می­کنید، خوب این چه کاریست؟ ...

***

فایل صوتی سخنرانی را از اینجا دریافت کنید.

جوابیه دکتر زاکانی به دعاوی و توهین­های قاضی مرتضوی را از اینجا دریافت کنید.


یادداشت های مسافر در شنبه 22 تیر 1387 و ساعت 11:07 ق.ظ
یادداشت های پیشین
+ جناب میرحسین، عاقبت به خیر شدید!+ احمدی نژاد در دام افتاد!+ هولوکاست!+ خشکسالی تقصیر دولت است!+ آزادی عقیده+ ساده زیستی تا کجا!+ ساده زیستی+ حال دل حیدر+ کدام دانشگاه اسلامی؟ ...+ راهیان نور!+ راهپیمایی در مترو!+ واقعا چه باید کرد؟+ چه باید کرد؟+ غربزدگی در شرق!+ حج را دریابید!

صفحات: