تبلیغات
صراط - جناب میرحسین، عاقبت به خیر شدید!
جناب میرحسین، عاقبت به خیر شدید! | درد دل! ,

سلام!

جناب میرحسین!

تا پیش از انتخابات شناخت چندانی نسبت به شما نداشتم.

نخست وزیر امام

نخست وزیر دفاع مقدس

نخست وزیر دوران ریاست جمهوری رهبر انقلاب

و ...

القابی بود که به شما نسبت می­دادند.

البته تصمیم­گیری برایم چندان مشکل نشد! اگرچه شما را نمی­شناختم، اما اطرافیانتان را که هرگز به طور جدی از ایشان اعلام برائت نکردید خوب می­شناختم.

خاتمی را، تفکراتش را و از همه مهمتر عملکرد دوران ریاست جمهوریش را خوب می­شناختم.

سازمان مجاهدین را هم خوب می­شناختم و حتی از سیر تاریخی آن پیش از انقلاب نیز اطلاع داشتم.

احزاب دولت­ساخته کارگزاران و مشارکت را هم خوب می­شناختم. تفکرات و عملکرد گذشته ایشان در مقابل ملت بزرگ ایران روشن است.

اما شما هیچ­گاه از ایشان به صورت جدی اعلام برائت نکردید، حتی از نهضت آزادی نیز که مغضوب امام بود هم اعلام برائت نکردید. شما که دم از خط امام می­زدید!

اینکه اعضای هسته مرکزی ستاد انتخاباتی من همه مورد تأییدند؛ اینکه هر ایرانی، یک ستاد، حمایت کسی را رد نمی­کنم و ... دوران این حرف­های بی­معنا گذشته است.

من احمق نیستم!

هزینه­های گزاف تبلیغات شما از کجا آمد؟ نگاه من به چند پوستر و بنر تبلیغاتی نیست، برنامه­ریزی تبلیغات و جنگ روانی شما بر عهده چه کسانی بود؟ کمیته صیانت از آراء را چه کسانی تشکیل دادند و اداره می­کردند؟ کلیپ­های تخریبی علیه دولت را چه کسی می­ساخت و در سطح کشور توزیع می­نمود؟ چه کسانی به حمایت از شما به اقصا نقاط کشور سفر می­کردند و در برنامه­های تبلیغاتی شما چه می­گفتند؟ شما ادعا می­کردید وامدار کسی نیستید. همین­ها بودند که برای شما رأی کسب می­کردند، ادعا نکنید که ایشان قرار نبود دولت شما را اداره کنند.

من احمق نیستم!

فیلم تبلیغاتی اول شما را دیدم، چنان شخصیتی متین و با وقار و البته جذاب از شما به نمایش گذاشت که درونم  دچار تردید شدم. چرا که یکی از انتقادات جدیم به احمدی­نژاد، فاصله از بزرگ­منشی مورد انتظار و دافعه بیش از حد نیاز در ایشان بود.

مناظره شما با احمدی­نژاد را دیدم، گرچه از بداخلاقی طرفین دلم به درد آمد، اما مانند بسیاری از مردم تصمیمم را گرفتم.

فیلم تبلیغاتی دوم شما را هم دیدم، مناظره­تان با کروبی – بخوانید تخریب رقیب غایب - را هم تماشا کردم. دیگر اثری از آن متانت، وقار و جذابیت ندیدم.

چه­قدر از زشتی دروغ­گویی دم زدید، چه­قدر بر قانون­گرایی تأکید داشتید، و فریاد «ادب مرد به ز دولت اوست!»

و چه­قدر در همان ایام تبلیغات انتخابات خودتان دروغ گفتید! دروغ به دولت و رقیبتان نسبت دادید، آمارسازی کردید، و شاید این یکی را همان اطرافیانی که از ایشان اعلام برائت نکردید مرتکب شدند و به نام شما تمام شد. چه رأی­هایی که از شما برگشت و چه رأی­هایی که فریب خورد و به نام شما به صندوق ریخته شد.

و طرفداران موج سبز که در خیابان­ها تابلوی «ادب مرد به ز دولت اوست!» به دست گرفته بودند و شعار می­دادند: «هرچی جواد مواده، طرف احمدی­نژاده!»، «یک، دو، سه هفته، احمدی حموم نرفته!» و ...

پیش از انتخابات می­دیدم که پایگاه­های اینترنتی طرفدار شما چه­طور با اعتماد به نفس! نظرسنجی جعل می­کردند که موسوی رئیس جمهور دهم است! حتی رایزنی در مورد شغل آینده احمدی­نژاد هم بازار گرمی داشت! حالا چه­طور خبر عصر جمعه خبرگزاری فارس دلیل بر تقلب در انتخابات است، شما باید بفرمایید. من همه این­ها را می­بینم و می­فهمم!

من احمق نیستم!

خودم در جریان اجرایی انتخابات مشارکت داشتم. مشارکت بی­سابقه مردم را دیدم و مشکل کمبود تعرفه در شعب اخذ رأی را از نزدیک مشاهده کردم و علت آن را فهمیدم.

دستور فرمانداری تهران برای رأی­گیری تا آخرین نفر را شنیدم و فهمیدم که به خاطر باران شدید، برخی از مردم در صف­های طولانی شعب از رأی دادن منصرف شدند.

دیدم که بسیاری از عوامل اجرایی و نظارتی، همان مردمانی هستند که در انتخابات گذشته نیز فعالیت داشته­اند. دیدم که در برخی شعب به نفع برخی از کاندیداها، حتی شما! تبلیغات صورت گرفت و تا جایی که گزارش می­شد برخورد قانونی در پی داشت.

دیدم که در بسیاری از شعب نماینده شما یا ظهر می­آمد یا پیش از اتمام رأی­گیری شعبه را ترک می­کرد. لابد ایشان نگران تقلب در انتخابات نبودند!

این­ها منطقی­ترین دلایل شما برای اثبات تقلب در انتخابات بود! و من هم مانند بیش از 500 هزار نفری که در جریان اجرا و نظارت انتخابات مشارکت داشتند احساس کردم به من توهین می­کنید!

 وقتی ادعا شد که در برخی حوزه­ها آمار شرکت­کنندگان از آمار واجدین شرایط فراتر رفته است می­دانستم که آمار واجدی شرایط در شهرها مربوط به سرشماری سال 1385 است و کسی مردم را نبسته تا از شهری به شهر دیگر نروند!

من همه این­ها را می­فهمم!

و امروز! دیگر برای آن ادعای گزاف قانون­مداری نیز آبرویی باقی نمانده است!

وقتی پرخاش شما در مناظره با احمدی­نژاد به بهانه قانون­گریزی دولت نهم را به یاد می­آورم مشمئز می­شوم و از وقاحت شما در توهین به شعور ملت متعجبم. دیگر شما را به خوبی می­شناسم.

من احمق نیستم!

رهبر انقلاب فرمودند انتخابات برای آن است که تکلیف سر صندوق رأی تعیین شود، نه در کف خیابان!

چه سودایی در سر دارید؟ با تحریک طرفدارانتان که به شما اعتماد کردند و کشاندن ایشان به خیابان­ها چه هدفی را دنبال می­کنید؟

پرواضح است که حساب طرفداران شما از حساب اغتشاش­گران جداست! و البته باز هم پرواضح است که شما و برخی طرفدارانتان زمینه را برای اغتشاش­گران فراهم کرده و می­کنید. مسئولیت خون­هایی که ریخته شد و خساراتی که به اموال اشخاص و بیت­المال وارد آمد بر عهده شماست! چه جوابی در دادگاه عدل الهی دارید؟

چه خوب نشان دادید که صلاحیت ریاست جمهوری اسلامی ایران را ندارید! شما فکر کردید کی هستید؟ لابد رهبر یک جریان بزرگ اجتماعی! زهی خوش­خیالی!

در حالی که تمامی بزرگان انقلاب رویکرد شما را رد می­کنند همچنان می­تازید، دم از اسلام و خط امام می­زنید و ولایت فقیه را هم  پشت سر گذاشتید، روحانیت و بسیجی و سپاهی را در جبهه خود می­دانید درحالی که دل ایشان از شما خون است!

راستی عجب عاقبت به خیر شدید!
یادداشت های مسافر در یکشنبه 31 خرداد 1388 و ساعت 04:08 ب.ظ
یادداشت های پیشین
+ جناب میرحسین، عاقبت به خیر شدید!+ احمدی نژاد در دام افتاد!+ هولوکاست!+ خشکسالی تقصیر دولت است!+ آزادی عقیده+ ساده زیستی تا کجا!+ ساده زیستی+ حال دل حیدر+ کدام دانشگاه اسلامی؟ ...+ راهیان نور!+ راهپیمایی در مترو!+ واقعا چه باید کرد؟+ چه باید کرد؟+ غربزدگی در شرق!+ حج را دریابید!

صفحات:
نمایش نظرات 1 تا 30