تبلیغات
صراط - س مثل سعید
س مثل سعید | تاریخ معاصر ,

در بـزم وصـال تو نگویـم ز کم و بیـش

چون آینه خو کرده به ویرانی خویشم

لب باز نکـردم به خروشـی و فقـانـی

من محـرم راز دل طوفـانی خـویشـم

.

شهید سید محمد سعید جعفری

خواستم بگویم "سردار رشید اسلام"، اما دیدم خیلی کم است!

آیا تا کنون حتی نام او را شنیده­اید؟

بنیان­گذار سپاه در غرب کشور، در کرمانشاه؛ در حالی که هنوز چند روزی بیشتر از پیروزی انقلاب اسلامی نمی­گذشت، برخی نیروهای تحت امر وی، اولین گروه از جوانان حزب­الهی بودند که برای مقابله با تجزیه­طلبان کردستان سازماندهی شدند؛ و هم ایشان چندی بعد، سپاه کردستان را تشکیل دادند؛ در حالی که هنوز سازمان مرکزی سپاه شکل نگرفته بود.

پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، در سایه رهبری معنوی علمای بزرگی چون آیت­الله بهاءالدین عراقی، آیت­الله اشرفی اصفهانی، آیت­الله مرتضی نجومی، آیت­الله مجتبی حاج­آخوند، آیت­الله عبدالخالق عبدالهی و ...، سازماندهی و هدایت عملیاتی نیروهای انقلابی غرب کشور را عهده­دار بود.

دریافت اعلامیه­های حضرت امام(ره)، کسب تأیید اصالت اعلامیه­ها از روحانیت و تکثیر و توزیع آن در غرب کشور، زیر نظر وی انجام می­شد.

.

ای کاش تاریخ ثبت می­نمود که از میان روحانیون نامی در آن دوران سرنوشت­ساز، چه کسانی با کمال میل اعلامیه­های امام(ره) را امضا می­کردند، چه کسانی با اکراه می­پذیرفتند و چه کسانی حتی از چنین همراهی با انقلاب امتناع داشتند!

با تشکیل سازمان مرکزی سپاه و نفوذ برخی جریانات فکری-سیاسی در آن، کم­کم نشانه­هایی از اختلاف و تقابل میان او و آن جریانات رخ نمود. جریانی خودبنیاد، که راهی جز حذف منتقدان خود نمی­شناخت و همین خودبنیادی به تدریج زمینه­ی انحرافات بزرگ­تر ایشان را فراهم نمود.

البته اکنون روحانی­نمایانی هم که حتی از امضای اعلامیه­های امام ابا داشتند، خود را اولین و آخرین مدافع جان بر کف امام و انقلاب می­دانستند! و لابد آقا سعید هم فردیست دچار انحرافات فکری یا انجمن حجتیه­ای یا ...

و باز هم ای کاش تاریخ ثبت می­نمود، رابطه­­ای را که میان این دو جریان بود؛ آن جریانات منحرف در سپاه و این روحانی­نماهای ...!

باز جای شکرش باقیست! علمدار آن جریان منحرف رسوا و در دادگاه صالح، به اعدام محکوم شد. برادر داماد فقیه عالی قدر! را می­گویم؛ و حالا ... تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!

مهدی هاشمی که روزگاری عضو شورای فرماندهی سپاه بود، و دار و دسته­اش، حضور کسی چون آقا سعید را نمی­توانستند تحمل کنند؛ آن­ها کسی را می­پسندیدند که اهدافشان را تأمین کند یا حداقل سد راهشان نباشد؛ ولی آقا سعید چنین کسی نبود! و شگفتا که او نیز از ابتدا انحراف این جریان را درک کرده بود؛ درست همان زمانی که بسیاری از نیروهای مخلص انقلاب مدافع سرسخت آن جریان بودند! یاد اختلاف حزب جمهوری با بنی­صدر که نه! با سازمان مجاهدین برایم تداعی می­شود. چه مظلوم بود بهشتی!

به هر حال نفوذ مهدی هاشمی در سپاه، با پشتوانه­ای که در بیت فقیه عالی قدر دارد، قوی­تر از آن است که آقا سعید بتواند در مقابل آن قد علم کند.

برخی از نزدیکان وی نقل می­کنند، پس از تشکیل سپاه منطقه 7 کشوری، یکی از مأموریت­هایی که از مرکز به فرماندهی جدید آن ابلاغ شده بود، حذف جریان سعید جعفری بود! و لابد با سمپاشی­ها و جوسازی­های ناجوانمردانه و تفسیر و توجیهات عجیب و غریب، که فقط از امثال مهدی هاشمی بر می­آید، امر بر سردار بزرگ، مسیح کردستان، مشتبه گشته و وی سید محمد سعید جعفری را از فرماندهی سپاه کرمانشاه عزل می­کند، اوایل سال 1359، در اوج منازعات کردستان.

همرزمان آقا سعید که به محمد بروجردی نیز ارادتی عمیق دارند می­گویند که وی پیش از عزیمت به کردستان (انتقال مقر فرماندهی سپاه منطقه 7 کشوری از کرمانشاه به کردستان) و چند ماه قبل از شهادت، بارها این اشتباه را خطرنشان می­ساخت و به خاطر آن بی­قراری می­کرد.

اما چه سود؟ آقا سعید در ماه­های ابتدایی جنگ، در حالی که به عنوان داوطلبی ساده به منطقه اعزام شده بود، در سرپل­ذهاب مظلومانه به شهادت رسید و البته چه با شکوه بود تشییع پیکر مطهر او در میان مردم عزادار کرمانشاه.

و چه زیباست در این میان، ارادت علی صیاد شیرازی، که در آن زمان هنوز کسی او را نمی­شناسد، به آقا سعید! تا آنجا که از وی در خاطراتش به بزرگی یاد می­کند. 

---------------------------------------------------------------------

پی­نوشت­ها:

۱- تا کنون از علاقه­ی بسیار شهید محمد بروجردی به احمد متوسلیان شنیده­اید، از کشف شخصیتی بزرگ چون ابراهیم همت نام می­برید و به محمود شهبازی افتخار می­کنید؛ اما تاریخ آنچنان هم که به خوردمان داده­اند بی­خطر نیست!

۲- حالا کمی هم از شهید مظلوم سید محمد سعید جعفری بشنوید، که پس­مانده­های جریان مهدی هاشمی پس از جنگ حتی اجازه نمی­دادند به او درجه­ی نظامی اهدا شود، نکند که ...

۳- شهدا همه مظلومند، ولی بعضی مظلومترند! شهدای پیش از انقلاب، شهدای جنگ کردستان، شهدای ابتدای جنگ و ... نه نامی، نه نشانی، نه خاطره­ای، نه یادواره­ و بزرگ­داشتی و نه ...، چه بگویم، تاریخ نامرد است!

۴- عمویم می­گوید شهید آن­هایی هستند که با مأموریت از سپاه در حزب کومله نفوذ کرده بودند، وقتی لو رفتند دیگر خبری از آن­ها نشد، حتی پیکرشان برنگشت، حتی نامشان منتشر نشد! نه مأموریتشان را سپاه گردن گرفت، نه بنیاد شهید، شهید حسابشان کرد!...

۵- صاحب این صدا را می­شناسید؟


یادداشت های مسافر در دوشنبه 12 شهریور 1386 و ساعت 02:09 ق.ظ
یادداشت های پیشین
+ جناب میرحسین، عاقبت به خیر شدید!+ احمدی نژاد در دام افتاد!+ هولوکاست!+ خشکسالی تقصیر دولت است!+ آزادی عقیده+ ساده زیستی تا کجا!+ ساده زیستی+ حال دل حیدر+ کدام دانشگاه اسلامی؟ ...+ راهیان نور!+ راهپیمایی در مترو!+ واقعا چه باید کرد؟+ چه باید کرد؟+ غربزدگی در شرق!+ حج را دریابید!

صفحات: