تبلیغات
صراط - ما کشته ی نفسیم ...
ما کشته ی نفسیم ... | درد دل! ,

خـرما نتـوان خـورد از این خار که کشتیـم

دیـبـا نتوان کـرد از این پشم کـه رشتـیـم

بـر حـرف مـعـاصـی خـط عذری نکشیدیم

پـهـلـوی کبـائـر حـسـنـاتـی نـنـوشـتــیـم

ما کشته‌ی نفسیم و بس آمـد کـه بـرآیـد

از مـا بـه قـیـامـت که چرا نـفس نکشتیم

افسوس بر این عمر گرانمایه که بگذشت

ما از سر تـقـصیـر و خـطـا در نـگـذشتـیـم

دنـیـا که درو مـردِخـدا گـل نسرشتـسـت

نـامـرد کـه مایـیـم چـرا دل بـسـرشـتـیـم

ایـشان چـو ملـخ در پـس زانـوی ریـاضـت

ما مـورِ میـان بسته دوان بر در و دشتـیـم

پیری و جوانی پی هم چون شب و روزند

مـا شب شـد و روز آمـد و بیـدار نگشتیـم

وامـانـدگـی انــدر پــس دیـوار طـبـیــعــت

حـیـف اسـت دریـغا کـه در صـلح بهشتیم

چون مرغ برین کنگره تا کی بتوان خوانــد

یک روز نگه کن که برین کنگره خـشتـیـم

ما را عجب ار پشت و پنـاهی بـود آن روز

که امروز کسی را نه پناهیم و نه پشتیم

گـر خـواجـه شفـاعـت نـکنـد روز قـیـامـت

بـاشد که ز مشاطـه نرنجیم که زشتـیــم

بـاشد کـه عنـایـت بــرســد ورنـه مپـنـدار

بـا ایـن عمـل دوزخیـان اهل بـهـشتـیـــم

سـعـدی مـگـر از خـرمـن اقـبـال بـزرگــان

یک خوشه ببخشند که ما تخم نکشتیـم

***

اشعار سعدی شیرازی را در اینجا می­توانید بیابید.


یادداشت های مسافر در جمعه 20 مهر 1386 و ساعت 06:10 ق.ظ
یادداشت های پیشین
+ جناب میرحسین، عاقبت به خیر شدید!+ احمدی نژاد در دام افتاد!+ هولوکاست!+ خشکسالی تقصیر دولت است!+ آزادی عقیده+ ساده زیستی تا کجا!+ ساده زیستی+ حال دل حیدر+ کدام دانشگاه اسلامی؟ ...+ راهیان نور!+ راهپیمایی در مترو!+ واقعا چه باید کرد؟+ چه باید کرد؟+ غربزدگی در شرق!+ حج را دریابید!

صفحات: